على محمدى خراسانى
32
شرح منطق مظفر (فارسى)
مجرّد تصور است . ولى هنگامى كه به سراغ برهان رفته و بر مدعّاى فوق از نظر هندسى اقامهء برهان كرديم ، در اين هنگام نفس آرام مىگيرد و از كاوش در آن رابطه بازمىايستد و به مطابقت نسبت تساوى با واقع و نفسالامر ، اذعان و تصديق مىنمايد . اين حالت جديد و تازه كه پس از اقامهء برهان براى ذهن حاصل مىشود و پيش از اين نبود علم تصديقى نام دارد . يعنى : ادراك مطابق بودن نسبت تساوى با واقع و نفس الامر كه وقتى اين معنا را با تأثر از برهان و تسليم در برابر آن پذيرفتيم به دنبالش نفس ناطقهء ما تأثير خود را گذاشته و كار خود را انجام مىدهد ، يعنى : به تساوى و اذعان حكم مىكند و مطابقت آن نسبت با واقع و نفسالامر را تصديق مىكند اين ادراك جديد كه نفس را آرام كرده تصديق نام دارد . در حقيقت تصديق و حكم نفس ، به دنبال اين ادراك و لازمهء لاينفك آن است و نامگذارى اين ادراك بهنام تصديق از باب « تسمية الشّىء باسم لازمه الّذي لا ينفكّ عنه » است . با اين اوصاف ، ادراكات تصوّريهء محضه در مثال مذكور كه بقولى چهار تصور ( تصور مثلّث . زواياى آن ، دو خط ، دو زاويهء قائمه ) و به حسابى دو تصور ( تصور زواياى مثلّث و دو زاويهء قائمه ) مىباشد و نيز ادراك تصديقى ( كه همان ادراك تساوى نسبتها باشد ) كاملا مشخّص گرديد ، و لا فرق در ادراك تصديقى ميان ادراك مطابقت اين نسبت با واقع ( به اينكه برهان بر تساوى اقامه شود چنانچه اشاره شد ) و يا عدم مطابقت نسبت با واقع ( به اينكه برهان بر عدم تساوى دلالت كند ) هر دو ادراك تصديقى است ، منتها اوّلى تصديق به اثبات ، و دوّمى تصديق به نفى است . تنبيه : پس از آشنايى با مثال تصوّر و تصديق ، اينك با حقيقت تصور و تصديق آشنا مىشويم ، و براى واضحتر شدن مطلب ، بحث را با مقدّمهاى پيش مىبريم : علم در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 . علم فعلى . 2 . علم انفعالى يا حصولى . علم فعلى عبارت از علمى است كه معلوم آفرين و سابق بر معلوم است . علم فعلى ، اجمالى از تفصيلات معلومات است كه به بركت آن و براساس آن معلومات ، آفريده مىشود . مثل مهندسى كه نقشهء كامل يك ساختمان را در اختيار داشته ، و بر اساس آن به ساختن و ايجاد ساختمان در خارج شروع مىكند . مثال كامل علم فعلى ، علم